نگاه منتظر به در نشست و عمر شد به سر

لحظه به لحظه به تحویل سال جدید نزدیک می‌‌شویم تا کهنگی را دور بریزیم و آغازی نو را تجربه کنیم، اما چه قدر خوبه که توی این روزهای آخر سال، کشته شدگان این ۳۳ سال از عمر جمهوری اسلامی و خانواده‌هایشان را فراموش نکنیم

خانوادهٔ ندا، اشکان، سهراب، ترانه، امیر و کیانوش که امسال سومین نوروز را بدون عزیزشان سپری می‌‌کنند. به یاد خانوادهٔ محمد مختاری، ژاله صانع و بهنود رمضانی که دومین نوروز رو تنها تجربه می‌‌کنند. اما باز هم خوش بحال این مادران که حداقل لحظه سال تحویل می‌دانند کجا هستند،کنار مزار عزیزانشان، اقلا می‌‌توانند خودشون را خالی‌ کنند و به آرامش برسند

اما مادران خاوران چی‌؟ اونا بالا سر کدوم سنگ بشینند، گریه کنند، درد و دل‌ کنند، سالهاست یک گوشه‌ای از خاوران را انتخاب کردند، و به خودشون قبولاندند که پسرم، دخترم اینجا خوابیده

ما کنار خانواده میشینیم، سال تحویل می‌شه، شیرینی‌ به هم تعارف می‌کنیم، عیدی میگیریم، عیدی میدهیم، چه قدر همه چی‌ خوب، مثل عید سالهای قبل

 …مادر نداها، سهراب‌ها، اشکان ها، ترانه ها، کنار مزار میشینند، سال تحویل میشود، شیرینی‌ روی سنگ قبر است، شیرینی‌ را بر میداره، بغض نمیزاره شیرینی‌ بره پایین

از آن زمان که آرزو چو نقشی از سراب شد
تمام جستجوی دل سؤال بی جواب شد
نرفته کام تشنه ای به جستجوی چشمه ها
خطوط نقش زندگی چو نقشه ای برآب شد
چه سینه سوز آه ها که خفته بر لبان ما
هزار گفتنی به لب اسیر پیچ و تاب شد
نه شور عارفانه ای نه ذوق شاعرانه ای
قرار عاشقانه ام شتاب در شتاب شد
نه فرصت شکایتی نه قصه و روایتی
تمام جلوه های جان چو آرزو به خواب شد
نگاه منتظر به در نشست و عمر شد به سر
نیامده به خود دگر که دوره ی شباب شد

داستان ترانه «همیشه غایب» داریوش


همیشه غایب دومین تجربه شهیار قنبری و فریدون فروغی بعد از ترانه نیاز (نماز) هست

شهیار قنبری خود میگوید:

دومین تجربهٔ مشترک ما، ترانه‌ی (( همیشه غایب)) است.

موسیقی ویلیام با شعری دیگر به نام ((ماهی‌ خسته من)) پیش از این منتشر شده، است. او اما دوست دارد تا با شعری تازه، به اجرائی بهتری برسد. شعر همیشه غایب را بر موسیقی ویلیام مینویسم. ۱۳۵۴ خورشیدی است، واروژان بزرگ، با سازهای زهی‌اش از راه می‌رسد. کار را تنظیم می‌کند.ما قد میکشیم و خوشرنگ تر می‌شویم.

استودیو ((ال‌ کوردوبس)) خیابان عباس آباد، و در آغاز داریوش ((همیشه غایب)) را قرار است بخواند. اما شب ضبط او را به زندان اوین میبرند. من و آهنگساز بی‌ خبر و خشمگین از بد قولی‌ آواز خوان، ساعت‌ها چشم به راه می‌‌مانیم. فردایش، ساعت یک بعد از ظهر، ماموران امنیتی به سراغ من می‌‌آیند تا دوستان در اوین تنها نباشند.

چند ماه بعد وقتی‌ آزاد می‌‌شوم، با ویلیام تماس میگیرم. می‌‌گوید: این بار فریدون فروغی ((همیشه غایب)) را می‌‌خواند. سر خوش می‌‌شوم و با فریدون به همان استودیو ((ال‌ کور دوبس)) می‌‌رویم و دوباره تازه می‌شویم.

فیلم ((تنگسیر)) امیر نادری بر پرده است. ترانه را به او و فیلمش پیشکش می‌کنم. روی جلد صفحه هم از امیر نادری است. یک مشت بسته و شش شمع روشن. مشت بسته هم، مشت شاعر است!

اجرا داریوش و فریدون فروغی

آهنگساز ویلیام خنو

ترانه سرا شهیار قنبری

تنظیم کننده واروژان

فیلم اسرائیلی «پا نوشت» رقیب جدی «جدایی نادر از سیمین» در مراسم امشب اسکار

شانس آوردیم که این دفعه جمهوری اسلامی گیر نداد که ما با اسرائیل رقابت نمی‌کنیم، وگرنه امشب هیچ هیجانی نداشتیم

برای پوشش خبری صحنه سازی ها و فضا سازی های دروغین انتخابات خودمون رو باید آماده کنیم

خیلی به این قضیه تحریم انتخابات فکر میکردم این چند وقت، صرف قضیه تحریم که پر واضحه ولی حقیقتش اصلا متوجه نمیشم که این هم مانور برای تحریم انتخابات با فضای ۲ قطبی ایران چیه؟!
برای توضیح بیشتر، من فکر میکنم این همه مانور تو اینترنت و ماهواره برای تحریم انتخابات بیهوده است چون ۹۰% اونایی که دسترسی به این منابع دارند و مخشون کار میکنه میدونن که شرکت در انتخابات بی معنیه ،، اون جامعه روستا نشین و افراد مسن هم که دسترسی ندارن که فرقی نمیکنه ما چقدر حنجره خودمون رو پاره کنیم برای این قضیه!!
مشکلی که من دارم با این قضیه دارم اینه که ما چرا امید باز کردیم روی این تحریم؟!
اینا که انتخابات قبل رو ،با کلی سوتی البته، مهندسی کردن آیا نمیتونن رای بریزن توی صندوق؟! آیا این کار به مراتب آسون تر نیست؟! شما فکرشو بکنید کافیه برنامه ریزی کنند و تو هر شهری چندتا شعبه را با یک مشت بسیجی پر کنند . مگه کاری داره تو بوقو کرنا بکنن تو تلویزیون که استقبال میلیونی شده از انتخابات، شما هم که بخواهی بیای بگی نه اینطوری نبوده مدرکی نداری، مگه اینکه از الان برنامه ریزی کنیم و هر کسی تو محل خودش از حوزه انتخابی محل یک فیلمی بگیره. باز با همه اینا به نظر من چیزی نیست که بشه خیلی روش مانور داد. چون اون افکار عمومی خاموش رو سخت میشه قانع کرد که از انتخابات این استقبالی که اینا میگن نشده و این اعداد همش ساختگیه. فوقش اصلا بشه ثابت کرد که اینا با اعداد بازی کردن مثلا چه کار میشه کرد . آیا اینا آبرویی مونده واسشون که بخواهیم از بین ببریم؟!
همونطوری که دیدیم این چند روز پورت https رو به راحتی بستند و ما هم دستمون به هیچ جایی بند نبود. خواستم باز چند نکته رو اشاره کنم در این باره .
ما باید بتونیم پوشش بدیم وقایعی رو که تو این روز اتفاق میوفته. ولی با این وضعیت قطعی اینترنت و پارازیت من آینده خوبی رو نمیبینم . در این حین میخواستم یاد آوری کنم که امریکا یک قول و قرار هایی داده بود . الان چند ماه از اون قول ۸ ماهه امریکا گذشته که قرار بود اینترنت چمدونی رو راه بندازه . من فکر میکنم تو این چند ماه اخیر امریکا بیشتر به جای اینکه به ما کمک کنه داره خراب میکنه و چهره خودشو تو افکار عمومی به هم میریزه. مثل اون قضیه سوء قصد به سفیر عربستان در خاک امریکا که معلوم نشود چی شد و مشکوک بود. بعدش اون هواپیما جاسوسی که باز نفهمیدیم آیا خودشون کنترل رو از دست دادن یا ایران تونسته سیستم رو هک کنه. حالا بحث تحریم ها بماند که آیا داره به رژیم فشار بیشتر میاره یا اینکه به مردم ؟!
با همه اینها من تاکید میکنم تا وقتی که ما یک سری آدم خارجه کشور نشستیم و داریم چیزهایی رو که میدونیم رو هی واسه هم تکرار میکنیم به جایی نمیرسیم. باید یک زیر ساخت مثل اینترنت چمدانی یا اینکه تلویزیون موج کوتاه راه بیوفته تا بتونیم مردم داخل رو بیشتر از قبل از اتفاقات مطلع کنیم. ماهواره نمیگم همه گیر نیست ولی دیگه تو دهات ها هم دارن میریزن و جمعش میکنن .
تنها کاری که میتونیم بکنیم اینه که برای پوشش خبری و اطلاع رسونی دلقک بازی های انتخابات خودمون رو آماده کنیم.
شاید من دارم منفی بافی میکنم و البته باید بگم راه حل دیگه ای هم به نظرم نمیرسه!!!
تنها میدونم که خانه نشینی روز انتخابات و عدم خبر رسانی از خالی بودن شعب کار درستی نیست.

روزگاری بود

روزگاری بود آب زمین و هوا بیشتر بود
روزگاری بود مردها نمیمردند
قتل آدم اتفاق نبود قلب مادر داغ نبود
گل جای آب نبود پدرم بیمار نبود
روزگاری بود روی مردم به هم بازه بازه بازبود
جواب مهرورزی ناز بود
روزگاری بود

بابا بخدا حق ما ایرانیا این نیست. هرجوری فکر میکنم نمیتونم ملتی رو مثل ما پیدا کنم که اختلاف متوسط شعور و فرهنگ و تحصیلات مردمانش با دولت مردانش انقده زیاد باشه.
این ویدئو چیزی نیست جز مرور دردناک روزگار و نگاهی به سرنوشت نامعلوم آینده.

باید برای اطلاع رسونی دلقک بازی های ۲۲ بهمن و حرکت مردم در ۲۵ بهمن آماده باشیم.

همونطوری که دیدیم این چند روز پورت https رو به راحتی بستند و ما هم دستمون به هیچ جایی بند نبود. خواستم چند نکته رو اشاره کنم در این باره .
یکی این که با اومدن ۲۲ بهمن و نزدیک شدن به ۲۵ بهمن ما باید بتونیم پوشش بدیم وقایعی رو که تو این دو روز اتفاق میوفته. ولی با این وضعیت قطعی اینترنت و پارازیت من آینده خوبی رو نمیبینم . در این حین میخواستم یاد آوری کنم که امریکا یک قول و قرار هایی داده بود . الان چند ماه از اون قول ۸ ماهه امریکا گذشته که قرار بود اینترنت چمدونی رو راه بندازه . من فکر میکنم تو این چند ماه اخیر امریکا بیشتر به جای اینکه به ما کمک کنه داره خراب میکنه و چهره خودشو تو افکار عمومی به هم میریزه. مثل اون قضیه سوء قصد به سفیر عربستان در خاک امریکا که معلوم نشود چی شد و مشکوک بود. بعدش اون هواپیما جاسوسی که باز نفهمیدیم آیا خودشون کنترل رو از دست دادن یا ایران تونسته سیستم رو هک کنه. حالا بحث تحریم ها بماند که آیا داره به رژیم فشار بیشتر میاره یا اینکه به مردم ؟!
با همه اینها من تاکید میکنم تا وقتی که ما یک سری آدم خارجه کشور نشستیم و داریم چیزهایی رو که میدونیم رو هی واسه هم تکرار میکنیم به جایی نمیرسیم. باید یک زیر ساخت مثل اینترنت چمدانی یا اینکه تلویزیون موج کوتاه راه بیوفته تا بتونیم مردم داخل رو بیشتر از قبل از اتفاقات مطلع کنیم. ماهواره نمیگم همه گیر نیست ولی دیگه تو دهات ها هم دارن میریزن و جمعش میکنن .
خلاصه مطلب این که باید برای پوشش خبری و اطلاع رسونی دلقک بازی های ۲۲ بهمن و حرکت مردم در ۲۵ بهمن خودمون رو آماده کنیم.